خرید بک لینک
برایت خواهم نوشتچه فرق می کند چقدر فاصلهو چه فرق می کند در سرزمین کداممان باران می باردخورشید در شهر من زودتر طلوع می کند یا در شهر توبرایت خواهم نوشتدلتنگی در سکوت گم نخواهد شد وقتی صدایت در سرم زمزمه می کند عاشقانه هایت رابرایت خواهم نوشتمن از سیاره ی آدم هابه یادگار برداشته ام فقط اشک رابرایت خواهم نوشتفقط سوال ساده ای دارمهمسفر کدام رویای من بودیکه در تماشای باراندر ضیافت پاییزبه هق هق کلمات دل بستم((فاطمه رجبی))-

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 27 شهريور 1401 ساعت: 23:13

و اما جای گردنبندی'>گردنبندی از الماس بر گردنبکش با دستهایت حلقه ای از یاس بر گردنتو مو میبافی و از شانه ام انگور میدزددخدای خوشه چین من ، که دارد داس بر گردننشستم روی زانوهات و دور از چشم بانوهاتو را بوسیدم و افتاد حق الناس بر گردن!مرا نزدیکتر میخواهی و آرام می آییو جاری میشوی در یک رگ حسّاس بر گردنتنم برف است! اما میتکانی شاخه هایم راکه با هر بوسه ات روییده یک گیلاس بر گردننگاهم میکنی! من ذکر میخوانم که آن دنیاگناهم را بگیرد حضرتِ عباس بر گردنگناهم میکنی! در سینه ریزم لرزه می افتدچه زیبا غصه را آویخته ، رقاص بر گردن!و من کابوس میبینم! زنی در خواب میخنددزنی در خواب میبیند تو را با چشمهای من ... ((سیده محبوبه بصری))-instagram.com/mohammad.shirinzadeh/-

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 27 شهريور 1401 ساعت: 23:13

نگاه کوچه سنگینهخیابونا پُر از دودهیه کم با من مداراکنبرای رفتنت زودهبهم دستاموپَس دادیمیگی سردن نمیگیریدیگه یاغی شدی حالامنو گردن نمیگیریتو این روزا بدون مندچار شک وتردیدیبهاری بودم اما تومنو پاییز می دیدیتو این راهی که بن بستهبدون من داری میرییه کم شک کن به این رفتنبری بی وقفه می میری!((الهه دهقان))-

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: جمعه 25 شهريور 1401 ساعت: 5:34

در حسرت دیدار تو هستمحسرت نشانه ای از تونشانی از تومیان دو چشم امکه تمام زن های شهر از آن می گذرندو لمس دست هایتوقتی شرم و نمورنور را هم از خود عبور می دهندچشمهایت خواهران گیلاس انددر باغچه ی خانه ی پدریآنگاه که تنهایی ام را می نوازندهمواره دنبال تو هستممثل کودکی که مادرش رادر هیاهوی شهر گم کرده باشدهیچ بهاریبه زیبایی زنانگی تو نیستیا به طراوت اتمیان دود و اندوه خیابان هاتو خلاف پازلهمیشه کاملیمن هر شبدر سیاهی می چینمت و تومثل ستارهبه تاریکی هایم سپیدی میبخشی!!((محمد رضا سلطانی))-

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: جمعه 25 شهريور 1401 ساعت: 5:34

پلکهایم انعکاسِ نور را باور نکردمرگ آمد... آن شبِ دیجور را باور نکردمست و لایعقل شدم از خمرههایِ مِی ، ولی...در نگاهت ، شاخهی انگور را باور نکردشهر "با آغوش تو" منرا تماشا کرده بودشهر ، حالِ مردمِ مقهور را باور نکرداز تو گفتم هر نفس با اینکه بعد از رفتنت...اعتقادم ، زهرِ چشمِ شور را باور نکرددل به دریا میزدم با وحشت از قُلّابهاماهیِ لببسته ، ظلمِ تور را باور نکردعشق را اقرار میکردم به اصراری و دل...اعترافاتِ منِ مجبور را باور نکردمن که مأمورم به احیا کردنِ لبخندِ توذهنِ لبهایت... منِ معذور را باور نکرد-((ارغوان وثوق انصاری))-

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: جمعه 25 شهريور 1401 ساعت: 5:34

سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 20 شهريور 1401 ساعت: 14:42

سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 20 شهريور 1401 ساعت: 14:42

معجزه است که باهمیمکه نور بر گونههایت میافتد ودر اطرافت باد بازیگوشانه میوزدهر بار که میبینمت قلبم میلرزدهمچون نخستین ملاقاتِ مردِ جوانیکه شبیهِ من است.((لویی آراگون))ترجمه: سارا سمیعی-

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 20 شهريور 1401 ساعت: 14:42

روی تمام واژه هایی کهحس بودنت را جار میزندتشدیدی از جنس بوسه میگذارمتورا روبه روی پنجره ی قلبممی نشانم و چشمانت را مهمانمنظره ی دلدادگیم می کنم...من همان نوازنده ی سمجو عاشق بی چون چرایی هستمکه بعد از دیدن چشمانتروحم تورا نواخت واهنگ خوش عاشقی به صدا در امدمن را همان مخلوقه دیوانه یخنده هایت بدان...تمام حس های قلبم را...واژه به واژه برایت می نویسمتا برای حضورت حصاری ازجنس ابد بسازم..تا هیچ عاشقانه ی دیگریدلت را نلرزاند.((عطیه عطائی))-

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: جمعه 18 شهريور 1401 ساعت: 0:47

شاید هر هزار سال یکبار همکسی شانس تجربه کردن عشقیمثال تو را نداشته باشد...حالا که شانسدر اقیانوس احساسم شناور است ، می گویم ...قسم به شب های خستگی ام من آنقدر در دنیای عاشقی کردن باتو آراممکه تا ابد عشقت در عمق اقیانوس احساسم جریان داردو هرگز ته نشین نخواهد شد.((عطیه عطائی))-

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: جمعه 18 شهريور 1401 ساعت: 0:47

سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: جمعه 18 شهريور 1401 ساعت: 0:47

سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: سه شنبه 15 شهريور 1401 ساعت: 20:51

سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: سه شنبه 15 شهريور 1401 ساعت: 20:51

سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: سه شنبه 15 شهريور 1401 ساعت: 20:51

سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 13 شهريور 1401 ساعت: 15:48

سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 13 شهريور 1401 ساعت: 15:48

حالا که رفته ایچه بگویمبه آن همه نارنجیکه در پاییزیکی یکیاز شاخه ها می افتندو سراغ ترا می گیرند ...در سوگ استاد عباس معروفی((محمد شیرین زاده))-----------------------------------------------------------------------درگذشت استاد عباس معروفی و به جامعه ادبی و همراهان همیشگی شعر تسلیت عرض می کنمبا درود و احترام شاعر بارانی (محمد شیرین زاده)برچسب ها: عباس معروفی , محمد شیرین زاده , اشعار عباس معروفی , اشعار محمد شیرین زاده

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 13 شهريور 1401 ساعت: 15:48

ردی از بودن ام رابه شکل رفتنِ مردی با ریتمِ خداحافظیپشت همین خط، چال کردمبه اندازهی تمام راههای نرفتهپشتِ تلفنبا خودم حرف زدهامو هرچقدر فشار میآورد به کلهامتنها صحنه غسالخانهایستکه هر روز بخشی از تو رادر من میشوید...((نادیا قاسمی | بوشهر))-

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: پنجشنبه 10 شهريور 1401 ساعت: 15:15

همیشه دری'>دری باز به در به دری بودمرفتن را بیشتر از آمدن دوست داشتمصدای تو تنها سرزمین واقعی ام بودکلمات را در آغوشت پنهان می کنماز این به بعدهمه می توانند شعرهایی از مرادر تو بخوانند.((روجا چمنکار))-

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: پنجشنبه 10 شهريور 1401 ساعت: 15:15

گیجماز وخامت اشکاز آغشتگی کفن به عطر کافوراز پاشیدگی جگرمروی نمککه زخم می کندکلمه های مبهوت رابه طلوع بینایی از عینکتمن کفم مانده بر دهان ساحلو توی کفحوصله ی مصروعم سر می روداز قیقاج راه راه قابلمهاز قلب قرمز قوریاز قشنگ ترین سرریزیکه فنجان می شود روی میزاز قهوه ی ننوشیده با توکه من با توامبا توبا تو که جای خالی انگشتانت لای دستم شناور استحرف تازه ای بگواز گشنیز...از نیز...که می پیچد عطرش در مشام آشپزخانهو توتاکی پیچانبه نواحی دور انداممکه انگور می ریزی در خمره هااز گور بر می خیزمپس از هزار سالاز گوشه ی جگرممیان قبله و دلرو به دل سوگند می خورم:من با توامبا توبنوشانم از خمرهپس از هبوط این لحظه های مصروعکف کرده بر دهان ساحل.((مرضیه برمال))-

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: پنجشنبه 10 شهريور 1401 ساعت: 15:15

سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: دوشنبه 7 شهريور 1401 ساعت: 18:17

سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: شنبه 5 شهريور 1401 ساعت: 13:51

دلم كوچ كرد وقتى فهميدم خدا پدرم را براى سرزمين دورى آفريده بودو مادرم را براىروشنائى بهشتو تو رابراى واژه ى مركب دلتنگىتا ٣٦٥ معدنچى در دلممدام زمين و زمان راحفارى كننددلم كوچ كردوقتى فهميدمعقربه هاى ساعتدر زمانهاى زنگ دارمى خوابندو از اقتضاى طبيعتشاننيش مى زندو موريانه هاى لاكرداربا آرواره هاى سوزناكشان يكى يكى خاطره ها را مى جوندبراى زوال عقلتا تمام راههاى منتهى به مغزم رامسدود كنند دلم كوچ كرد وقتى فهميدمدر قمار عشقتنها برنده ى گلهاى كاغذى نگاهت بودمكه بيهوده دفترچه شعرم رااينقدرحجيم كرده استجشنِ موفقيت هايت را زودتر بگيرتا فكر مى كنىلبخند رضايتمندى از صداى قطعه قطعه شدنِ احساسزيباترين سنفونى تسلاى توست.((مجيد فربد))-

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: شنبه 5 شهريور 1401 ساعت: 13:51

اگر توهمه ى دنياى من نبودىچرا وقتى از تو مى نويسمحروف ِالفباءدر گلويم بغض مى شود!و چرادر هربيست و چهار ساعت كاملشماره هاى معنا دارو اعداد همه ى مناسبت هامدام و بلنددر گوشم زنگ مى زنند!اگر توهمه ى دنياى من نبودىچرا ديدنِ تواينقدر حالِ دل ِ مرا خوب مى كندچراشب ها روى ماهِ توراتنها در حوضچه ى اشك مى يابمو فقطروى عكس تو چشم مى گذارم!اگرتو همه ى دنياى من نبودىچراااااا، دلم پرنده است!زبانم تو!و آرزويم عشق!((مجيد فربد))-

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: شنبه 5 شهريور 1401 ساعت: 13:51

سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 2 شهريور 1401 ساعت: 22:40

سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 2 شهريور 1401 ساعت: 22:40

سلام و عرض ادب و احترامخدمت دوستان عزیز و گرامیبنا به روز بودن وب سایتاز صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید با تشکر فراوان از حضورتانآیدی من در تلگرام

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 2 شهريور 1401 ساعت: 22:40

صفحه بندی